ملا محمد مومن كرمانى
166
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
دادال اوغلى متأسفم كه افشارهاى كرمان - هرچند خود را ترك مىدانند - اما امروز ، هيچكدام از كوچك و بزرگ ، يك كلمه تركى بلد نيستند ، « 1 » و گرنه چند قطعهء تركى را در پايان مقال ، از شاعر معروف افشار كه در تركيه مىزيسته برايشان نقل مىكردم . با همه اينها ، چند بيت از يك قطعهء معروف او را - كه صورت حماسى دارد ، و بسيارى از مردم آناطولى آن را از حفظ دارند ، برايتان نقل مىكنم ، بىتناسب با سرگذشت دردناك طوايف افشار نيست . زبان تركى است ، ولى بيان حال همه افشارهاست - چه آنها كه در آن طرف مرز هستند و چه اينها كه به بيابانهاى كرمان قانع شدهاند . بههرحال اين شعر راهى است از دلها به دلها ، و خارج از مرزها و ديوارهاى سياسى . باغها را گرچه ديوارودر است * از هواشان راه با يكديگر است وقتى سلطان عثمانى ، به عنوان سربازگيرى و دريافت ماليات تخت قاپو به افشارهاى آناطولى فشار آورد ، با مقاومت آنها روبهرو شد و تصميم به قتلعام و قلعوقمع آنها گرفت . دادال اوغلى افشار متوجه شد كه به زودى جنگ شديد و نابرابر ، ميان ايلات افشار ، و خلافت بىامان عثمانى درخواهد گرفت . قبل از آنكه درويش پاشا ، حمله كند ، براى تهييج افشارها ، دادال اوغلى شعر و ترانهها ساخت كه از آن جمله اين ابيات بود : « 2 »
--> ( 1 ) - و اين را من به تجربه دريافتهام ، چه شاگردان بسيارى به نام افشار و افشارى و افشارزاده و امثال آن داشتهام كه خيلى از خود كرمانىهاى ته باغ لله ، پخ و پهنتر ، كرمانى حرف مىزدهاند . ( 2 ) - دادال اوغلى ( 1775 - 1862 م . / 1200 - 1289 ه ) شاعرى از چخور سعد ( طوروس ) موسوم به ولى از طايفهء افشار بود . پدرش موسى نيز شعر مىگفت . او شاگرد قول يوسف بود كه در -